نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۱ - فغانی شیرازی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

در مبادی حال خمار بود. به سبب تأثیر صحبت اهل اللّه توبه نمود. روی نیاز به درگاه ملایک پناه حضرت شمس الشموس امام طوس آورد. در آن آستان مجاورت اختیار کرد. گویند که چون محرم حرم حضرت امام همام گردید، قصیده‌ای در منقبت به سلک نظم کشید و کارگزاران سرکار امامت دار در فکر سجعی به جهت مهر مهر آثار که در نوشتجات و ارقام ضرور و در کار بود، بودند. شب یکی از اهل صفا و متولیّان روضهٔ رضا علیه التحیّة و الثنا در واقعه به خدمت حضرت فیض یاب شد. حضرت فرمودند که صباح به خارج شهر روید که پیادهٔ ژولیده‌ای با سر و پای برهنه می‌آید و قصیده‌ای در مدح ما گفته که مطلع آن به جهت سجع مبارک مناسب است. علی الصباح حسب الامر به استقبال رفته، بابا را دیدند و شناختند و به عنایت بی غایت حضرت نواختند. داخل شهر شده، مطلع قصیدهٔ او را سجع مهر مبارک کردند وآن این است:

گلی که یک ورقش آبروی نُه چمن است

نشان خاتمِ سلطان دین ابوالحسن است

بابا به مضمون: التّائِبُ مَنِ الذَّنْبِ کَمَنْلاذَنْبَ لَهُ و از برکت آن مجاورت از اهل ایمان و ایقان شد. غَفِرَ اللّهُ لَهُ:

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

بخش 2

از فریب نفس نتوان خامهٔ نقاش دید

ورنه در این سقف رنگین جز یکی در کار نیست

بخش 14

شمعی که آورد به زبان فیضِ نورِ خود

گر آتشِ خلیل فروزد فسرده به

بخش 15

آبی بر آتشِ دل ما هیچ کس نزد

چندان که پیش محرم و بیگانه سوختیم

بخش 16

آن رهروان که رو به درِ دل نهاده‌اند

بی رنجِ راه رخت به منزل نهاده‌اند

درماندهٔ صلاح و فسادیم الحذر

زین رسم‌ها که مردمِ عاقل نهاده‌اند

بخش 17

آن آتشی که از شجرِ طور شد بلند

منکر مشو که از در و دیوار دیده‌اند

بخش 18

قسمت نگر که کشتهٔ شمشیر عشق یافت

عمری که زندگان به دعا آرزو کنند

بخش 19

مشکل حکایتی است که هر ذرّه عین اوست

اما نمی‌توان که اشارت بدو کنند

بخش 20

اصل این ذرّهٔ سرگشته هم از خورشید است

هم بدان اصل محال است که راجع نشود

بخش 21

یک چراغ است در این خانه و از پرتوِ آن

هرکجا می‌نگرم انجمنی ساخته‌اند

بخش 22

آنکه این نامهٔ سربسته نوشته است نخست

گرهی سخت به سررشتهٔ مضمون زده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده به توصیف حال شخصی می‌پردازد که به دلیل تأثیر سخنان اهل خدا توبه کرده و به درگاه امام رضا (ع) پناه می‌برد. این فرد در آستان امام همام قصیده‌ای در مدح ایشان سروده و همزمان کارگزاران امام در تلاش برای نوشتن متون و سجعات لازم هستند. امام رضا به یکی از متولیان می‌فرماید که صبح به استقبال مردی پیاده با ظاهری ژولیده و برهنه بروند که قصیده‌ای درباره‌ی آن‌ها گفته است. شعری که او سروده به خوبی مناسب مقام امام است. این فرد به برکت مجاورت با امام به ایمان و یقین دست می‌یابد و در ادامه، شاعری دیگر ابیات زیبایی را در وصف عشق و حقیقت بیان می‌کند که به موضوعاتی مثل یگانگی و تجربه‌های روحانی می‌پردازد. اشعار به عمق مفاهیم عرفانی و عشق اشاره دارند و تمثیلات مختلفی از جمله نور و آتش، سنگینی گناه و طلب بخشش را شامل می‌شوند.