نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۳ - قطب اوشی کاکی عَلَیهِ الرّحمةُ رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

وهُوَ خواجه قطب الدین بختیار از اعاظم عرفاست و ارادت به خواجه معین الدین حسن سجزی چشتی داشته و شیخ فرید الدین شکرگنج دهلوی در خدمت وی لوای کمال افراشته. غرض، از اعاظم و افاخم سلسلهٔ علّیهٔ چشتیه است. گویند وجه تسمیهٔ کاکی این بوده که در ایام ریاضات و عبادات هر روز قرصی نان خشک از عالم غیب به جهت وی می‌رسید. چه، نان خشک را کاک گویند و معرب آن قاق است. غالباً در ایام مجاهده به نان خشکی قناعت می‌کرده. به این لقب ملقب آمده. استماع شد که از زمان حیات آن عالی درجات الی الان همه روزه از همان قسم نان در سر مزار او پخته به زایرین و مجاورین دهند. مزارش در سه فرسنگی دهلی در سمت جنوب واقع است. از اوست:

من به چندین آشنایی می‌خورم خونِ جگر

آشنا را حال چون این وای بر بیگانه‌ای

قطبِ مسکین گر گناهی می‌کند عیبش مکن

دور نبود گر گناهی می‌کند دیوانه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

خواجه قطب الدین بختیار یکی از بزرگترین عرفا و چهره‌های برجسته سلسله چشتیه است که به خواجه معین الدین حسن سجزی ارادت داشته و شیخ فرید الدین شکرگنج نیز در خدمت او بوده است. او به دلیل دریافت نان خشک از عالم غیب در ایام ریاضت به لقب "کاکی" شناخته شده است. این نان خشک به طور روزانه به او می‌رسیده و در حال حاضر نیز در سر مزار او به زائران داده می‌شود. مزار او در جنوب دهلی و به فاصله سه فرسنگی آن واقع شده است. شعری که در انتهای متن آمده، به حالات دردناک و غمگین او اشاره دارد و توصیه می‌کند که عیب کسی را نگیرید، زیرا ممکن است در حالتی خاص و ناآگاهانه گناه کند.