بخش ۸۵ - شمس الدین کرمانی علیه الرّحمة رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
بخش 1
آن جناب از عارفین کامل و محققین واصل و به شمس الدین طغان مشهور است. شیخی صاحب کمال و فصیحی شیرین مقال. فاضلی گرانمایه و عالمی بلندپایه. از اوست:
ای جانِ جانِ جانها جان را به لطف جان ده
آنی که آن آنی دل را به رحمت آن ده
مِنْغزلیاته
درد کمم فزون کن جانم ز عشق خون کن هجرم ز دل برون کن در وصل خود امان ده
تو مالک جهانی مولای انس و جانی
ما را ز بی نشانی از خود به خود نشان ده
٭٭٭
رباعی
٭٭٭
٭٭٭
بخش 13
از واعظ شهر کی مرا عار شود
با کفر من اسلام کجا یار شود
گر حبل متین به گردنم درفکنند
بیم است ز کفر من که زنّار شود
بخش 14
هر نقش که بر تختهٔ هستی پیداست
آن صورت آن کس است کان نقش آراست
دریای کهن چو برزند موجی نو
موجش خوانند و در حقیقت دریاست
بخش 15
می خورده ز خانقاه میباید رفت
بی توشه و برگ راه میباید رفت
آلودهٔ صد گناه میباید مرد
شرمنده و روسیاه میباید رفت
بخش 16
در میکدهٔ عشق شرابی دگر است
در شرع محبت احتسابی دگر است
مستان تو فارغند از روز حساب
زین طایفه در حشر حسابی دگر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره شخصی به نام شمس الدین طغان است که او را به عنوان عارف کامل و محقق و فصیح معرفی میکند. او شیخی با کمال، فاضلی ارزشمند و عالمی برجسته به شمار میآید. در ادامه، ابیاتی از شعرهای او ارائه شده است که به مضامین عشق، درک حقایق زندگی و ضرورت رهایی از گناهان و شرک میپردازد. در این اشعار، عشق و وصال الهی، بیخبری از روز حساب و روحانیت مطرح شده و همچنین به مفهوم وجود و هویت پرداخته میشود. در نهایت، او به انتقاد از وعظ و دینداری ظاهری میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که باید از ظواهر و گناهان رهایی یابد.