بخش ۹۱ - صفی الدین یزدی علیه الرّحمة رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بخش 1
شیخی است عارف و فاضلی است واقف. قدوهٔ اهل کمال و زبدهٔ ارباب وجد وحال. با طغانشه بن مؤید معاصر بوده و سلطان مذکور آن جناب را تعظیم و تکریم بلیغ میفرمود و اما شیخ از بیم قال و قیل جهلای علما طریقهٔ خود را مستور میداشته و در خفا همت بر تربیت مریدان میگماشته و این اشعار از نتایج طبع اوست:
چه دردست این که عشقش نام کردند
وزو آشوب خاص و عام کردند
مِنْاشعاره
خراباتیست اندر عشق کانجا می از خونِ جگر در جام کردند
به یک ساغر در آن میخانه ما را
چنین سرمست و بی آرام کردند
٭٭٭
بخش 7
نه یکی روز ز وصل تو نشان یافتهام
نه یکی شب ز فراق تو امان یافتهام
به دو جو بر من اگر هر دو جهان گم گردد
چون ترا یافتهام هر دو جهان یافتهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شیخی عارف و دانا وجود داشت که در زمان خودش با طغانشه بن مؤید همعصر بود. سلطان او را بسیار محترم میشمرد، اما شیخ به دلیل ترس از قضاوتهای نادرست علمای جهل، روش خود را پنهان نگه میداشت و به طور پنهانی به تربیت مریدان میپرداخت. این اشعار زیبایی که از او به جا مانده، نشاندهنده عمق احساسات او نسبت به عشق و فراق است. در یکی از اشعارش بیان میکند که عشقش دردسرهایی را به همراه داشته و در میخانه عشق، مست و بیقرار شده است. همچنین ابراز میکند که اگرچه در جستجوی وصال محبوبش دچار مشکل است، اما وقتی او را یافته، همه چیز را یافته است.