بخش ۱۰۱ - واعظ قزوینی رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اسمش میرزا محمد رفیع و در فضیلت پایهٔ قدرش منیع. کتاب مستطاب ابواب الجنان از اوست. الحق هر بابی از ابواب ابواب الجنانش بابی از ابواب الجنان. معاصر سلطان حسین صفوی بود و خلق را موعظه مینمود. در اوایل جلوس سلطان مذکور مرحوم ومغفور شد. شعر هم میگفت. ایندو بیت از او نوشته میشود:
از هیچ کس بجز دو زبانی ندیدهام
خلق زمانه را همه گویی زبان یکی است
دور و دراز شد سفر بی خودی مرا
گویا به بوی زلف تو از هوش رفتهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
میرزا محمد رفیع یکی از شخصیتهای برجسته در زمان سلطان حسین صفوی بود که به موعظه و اندرز دادن مردم مشغول بود. او شاعر نیز بود و اشعارش نشاندهنده عمق احساساتش است. یکی از شعرهای معروف او شامل ابیاتی است که به تنهایی و تأثیر عشق اشاره دارد و بیان میکند که چگونه عشق موجب گیجی و ناتوانی او شده است. در کل، او شخصیتی تأثیرگذار در زمان خود بود.