نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۶ - حسامی خوارزمی علیه الرّحمة رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بخش 1

چون در قراکولِ خوارزم توطن کرده بوده به حسامی قراکولی شهرت نموده. مردی عالی مشرب و نیکو مذهب. مجرد و موحد و قناعت کیش بوده. در مدت شصت و سه سال عمر از ملبوسات به دو کَپَنک قناعت نموده. با وجود این محمد خان شیبانی در وقت ارادهٔ تسخیر خراسان به دیدن بابا حسامی رفته. بابا بنا بر استغنای طبع اصلاً به وی التفات و اعتنا نکرده به دوختن کپَنَک خود مشغول بود و این بیت را بدیهةً گفته، بر محمد خان فروخواند و خان مذکور در حیرت فروماند:

حسامی را ز شاهان مجازی نیست پروایی

چراکز بخیه‌های ژنده،او هم لشکری دارد

بالجمله جناب بابا در سنهٔ ۹۲۳ در قراکول به جوار رحمت حق پیوست. از اشعار اوست:

وله ایضاً

همچو نی در غم او چهرهٔ زردی دارم گر بنالم عجبی نیست که دردی دارم

بخش 2

بجو ای دیده در دریای دل آن دُرّ دلجو را

در آبت غوطه خواهم داد تا پیدا کنی او را

بخش 10

از هرچه بدو میلِ دلِ غافل ماست

جز حیرت و حسرت چه دگر حاصل ماست

سبحان اللّه همه خوشی‌های جهان

گویی ز برای ناخوشیِّ دلِ ماست

بخش 11

بخش 12

محبت باعث رسوایی بسیار می‌گردد

به کویِ عشق اگر جبریل آید خوار می‌گردد

بخش 13

عالم آب چو بیرون برد از دل غم را

غم نداریم اگر آب برد عالم را

بخش 14

هرکس که رسد بر سر آن کوی کشندش

زنهار حسامی برس و مگذر از آنجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حسامی قراکولی، که در قراقول خوارزم زندگی می‌کرد، مردی با عبادت و قناعت بود. او به مدت شصت و سه سال فقط از دو کپنک برای پوشش استفاده کرد. زمانی که محمد خان شیبانی به دنبال تسخیر خراسان به دیدنش آمد، حسامی به کار دوختن کپنک خود مشغول بود و به خان توجهی نکرد. این موضوع موجب حیرت محمد خان شد. حسامی در سال ۹۲۳ در قراکول فوت کرد و اشعار زیبایی از خود به جا گذاشت که به عشق، غم و معنویت اشاره دارند. اشعارش نشان‌دهنده عمق احساسات او و دیدگاهش به زندگی و عشق است.