بخش ۵۳ - شرف اصفهانی رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بخش 1
و هُوَ شرف الدین فضل اللّه. او را از شفروه مِنْمضافات اصفهان میدانند که آن را پزده نیز گویند. از مشاهیر فضلاست. رسالهٔ اطباق الذهب که مشتمل است بر صد کلمه در پند و مواعظ و شرح حال اصناف خلایق آن جناب در مقابل اطواق الذهب ز مخشری نوشته. این چند بیت از اشعار آن جناب است:
از تقاضای وصالش خامشیم
این خموشی هم تقاضایی خوش است
بخش 10
اگر زاهدانند وگر عارفانند
همه مردِ مزدند مرد خدا کو
مرا لایق سوختن میشماری
اگر صادقی آتش و بوریا کو
خدایا از آن خوان که از بهر خاصان
نهادی نصیب منِ بینوا کو
اگر رحمت الا به طاعت نبخشی
پس این بیع خوانند جود و عطا کو
اگر در بها زهد خواهی ندارم
وگر بی بها میدهی بهر ما کو
بخش 11
مسلمانان به مستوری میازاریدمستان را
بترسید از قضایِ بدکه من هم پارسا بودم
بخش 12
عشقی که نه آلودهٔ هجران نه وصال است
گنجی است ندانم دل خرسندِ که دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شرفالدین فضل الله که از اهل شفروه اصفهان است، از فضلا و مشاهیر شناخته شده به شمار میآید. او رسالهای به نام "اطباق الذهب" نوشته که شامل صد کلمه در پند و مواعظ و شرح حال انسانهاست. در این متن، چند بیت شعر از او آورده شده که به عشق، خموشی و مسألههای معنوی و انسانی اشاره دارد. او در اشعارش از عشق خالص و بیعلاقگی به جنبههای ظاهری زندگی صحبت میکند و به زهد و پارسایی اشاره میکند. به طور کلی، او در اشعارش به روابط انسانی، تلاش برای شناخت خدا و همچنین مضامین عرفانی میپردازد.