شمارهٔ ۸۱ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام
یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند
دگر که: عاشق گویند عاشقان را نام
دریغم آید چون مر تو را نکو خوانند
دریغم آید چون بر رهیت عاشق نام
مرا دلیست که از غمگنی چو دور شود
به غمگنان شود و غم فراز گیرد وام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عارف در این شعر دربارهی احساسات عمیق خود نسبت به محبوب سخن میگوید. او نمیخواهد نامهای بزرگ و شایسته افراد را به سادگی و بیمقدمه بخواند. او از این مینالد که وقتی او را خوب میخوانند و یا به عنوان عاشق مینامند، این امر برایش دردی را به همراه دارد. دل او در جستجوی آرامش است و وقتی از غم و اندوه دور شود، باز هم به یاد غمگینان میافتد و غم او بیشتر میشود. در واقع، او با تضاد احساسات درونی مواجه است؛ از یک سو میل به عشق و نام بردن از محبوب و از سوی دیگر درد و رنجی که در دل دارد.