شمارهٔ ۹۰ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان
زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان
لب تر مکن به آب، که طلقست در قدح
دست از کباب دار، که زهرست توامان
با کام خشک و با جگر تفته درگذر
ایدون که در سراسر این سبز گلستان
کافور همچو گل چکد از دوش شاخسار
زیبق چو آب برجهد از ناف آبدان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به میزبانش (هان صایم نواله) توصیه میکند که از خوردن غذاهای بینمک و بیطعم خودداری کند و به آب نیز نزدیک نشود، زیرا ممکن است مضری باشد. او به مزه و وضعیت غذاها اشاره میکند و میگوید که با گلو و شکم خشک نباید به این چیزها توجه کرد. در ادامه، شاعر به زیباییهای طبیعت اشاره میکند و میگوید که در گلستان، خوشبوهایی مانند کافور و زعفران وجود دارد که باید از آنها لذت برد. کل مطلب به نوعی به لذت نبردن از چیزهای نامطلوب و در عوض لذت بردن از زیباییهای طبیعی تاکید دارد.