نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل بیست و ششم - از فقير آن به که سؤال نکنند زیرا که آنچنانست مولانا

مولانا / فیه ما فیه

از فقیر آن به که سؤال نکنند زیرا که آنچنانست که او را تحریض می‌کنی و بر آن می‌داری که اختراع دروغی کند! چرا؟ زیرا که چو او را جسمانیی سؤال کرد او را لازمست جواب گفتن و جواب او آنچنانک حقسّت به وی نتواند گفتن چون او قابل و لایق آن چنان جواب نیست و لایق لب و دهان او آنچنان لقمه نیست؛ پس او لایق حوصله‌ی او و طالع او جوابی دروغ اختراع باید کردن تا او دفع گردد و اگرچه هرچ فقیر گوید آن حق باشد و دروغ نباشد ولیکن نسبت با آنچ پیش او آن جوابست و سخن آنست و حق آنست آن دروغ باشد اماّ شنونده را به نسبت راست باشد و افزون از راست. درویشی را شاگردی بود برای او درویزه می‌کرد روزی از حاصلِ درویزه او را طعامی آورد و آن درویش بخورد شب محتلم شد پرسید که این طعام را از پیشِ که آوردی؟ گفت واللهّ من بیست سال است که محتلم نشده‌ام، این اثرِ لقمه‌ی او بود و همچنین درویش را احتراز می‌باید کردن و لقمه‌ی هر کسی را نباید خوردن که درویش لطیف است در او اثر می‌کند؛ چیزها بر او ظاهر می‌شود همچنانک در جامه‌ی پاکِ سپید اندکی سیاهی ظاهر شود؛ اما بر جامه‌ی سیاه که چندین سال از چرک سیاه و رنگ سپیدی ازو گردیده باشد اگر هزارگون چرک و چربش بچکد بر خلق و بر او آن ظاهر نگردد پس چون چنین است درویش را لقمه‌ی ظالمان و حرام‌خواران و جسمانیان نباید خوردن. در درویش لقمه‌ی آنکس اثر کند و اندیشه‌های فاسد از تأثیر آن لقمه‌ی بیگانه ظاهر شود همچنانک از طعامِ آن دختر، درویش محتلم شد (واللهّ اعلم).

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

خلاصه متن این است که نباید از فقرا سؤال کرد، زیرا این کار ممکن است آنها را به دروغ گفتن تحریک کند. فقیران، به دلیل وضعیت خاص خود، توانایی پاسخگویی به سوالات سنگین را ندارند و مجبورند دروغی اختراع کنند تا از حالت شرم‌آور خارج شوند. در این راستا، مسألهٔ خوردن غذا نیز مطرح است. غذای کسانی که از دنیای مادی و حرام‌خواران هستند، می‌تواند تأثیرات منفی بر روح و روان درویش‌ها بگذارد. مانند مثالی از یک درویش که بعد از خوردن غذایی خاص، دچار حالت بدی شد. به همین دلیل درویش‌ها باید از خوردن غذاهای ناشناخته و غیر مطمئن احتراز کنند، زیرا این غذاها می‌توانند تأثیرات نامناسب و منفی بر آنها بگذارند.