نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل شصت و ششم - خَلَقَ آدَمَ عَلی صُوْرَتِهِ آدمیان همه مظهر می‌طلبند مولانا

مولانا / فیه ما فیه

«خَلَقَ آدَمَ عَلی صُوْرَتِهِ» آدمیان همه مظهر می‌طلبند، بسیار زنان باشند که مستور باشند امّا رو باز کنند تا مطلوبیِ خود را بیازمایند چنانک تو اُستره را بیازمایی. و عاشق به معشوق می‌گوید «من نخفتم و نخوردم و چنین شدم و چنان شدم بی‌تو» معنیش این باشد که «تو مظهر می‌طلبی مظهر تو منم» تا بدو معشوقی فروشی، و همچنین علما و هنرمندان جمله مظهر می‌طلبند. «کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِیاً فَاحْبَبْتُ اَنْ اَعْرَفُ»، «خلق آدم علی صورته اَی علی صورة احکامه» احکام او در همه خلق پیدا شود، زیرا همه ظلّ حقّند و سایه به شخص ماند. اگر پنج انگشت باز شود سایه نیز باز شود و اگر در رکوع رود سایه هم در رکوع رود و اگر دراز شود هم دراز شود پس خلق طالب، طالب مطلوبی و محبوبی‌اند که خواهند تا همه محبّ او باشند و خاضع، و با اعدای او عدو و با اولیای او دوست. این همه احکام و صفات حقّ است که در ظلّ می‌نماید «غایة ما فی الباب» این ظلّ ما از ما بی‌خبر است، امّا ما باخبریم ولیکن نسبت به علم خدا این خبر ما حکم بی‌خبری دارد. هرچه در شخص باشد همه در ظلّ ننماید جز بعضی چیزها. پس جملهٔ صفات حق درین ظلّ ما ننماید بعضی نماید که «وَ مَا اُوْتِیْتُمْ مِنَ الْعِلْمِ اِلَّا قَلِیْلاً».

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به مفهوم "مظهر" و "محبوب" اشاره شده است. خلق انسان به عنوان مظهری از خداوند معرفی می‌شود و هر انسانی به دنبال ظاهری برای ابراز خود است. زنانی که مستورند اما می‌خواهند خود را نشان دهند، نمادی از این موضوع هستند. عشق و معشوق به معنای جست‌وجو برای شناخت و نمایش وجود دارند. همه افراد، به ویژه علما و هنرمندان، به دنبال مظهری از حق هستند. در حقیقت، هر شخصی سایه‌ای از خداوند است و همه صفات الهی در انسان‌ها به نوعی تجلی پیدا می‌کند، هرچند که برخی از آنها ممکن است از آن بی‌خبر باشند. در انتها، تأکید می‌شود که دانش انسان محدود است و فقط بخش کمی از صفات الهی را می‌تواند درک کند.