نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر مولانا

مولانا / دفتر اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لیک نادر طالب آید کز فروغ

در حق او نافع آید آن دروغ

او به قصد نیک خود جایی رسد

گرچه جان پنداشت و آن آمد جسد

چون تحری در دل شب قبله را

قبله نی و آن نماز او روا

مدعی را قحط جان اندر سرست

لیک ما را قحط نان بر ظاهرست

ما چرا چون مدعی پنهان کنیم

بهر ناموس مزور جان کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به بررسی مفهوم حقیقت و دروغ می‌پردازد. شاعر به نادر طالب اشاره می‌کند که با نیت نیک به جایی می‌رسد، هرچند که ممکن است ظاهرش گمراه‌کننده باشد. سپس به مسأله نماز اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند ممکن است نمازش نادرست باشد، اما قصد او نیک است. در ادامه، شاعر تفاوت‌های بین ادعا و واقعیت را به تصویر می‌کشد و به قحطی‌های متفاوت (قحطی جان و قحطی نان) اشاره می‌کند. در نهایت، از این می‌گوید که چرا باید همانند مدعیان پنهان‌کار رفتار کنیم، در حالی که می‌توانیم به حقیقت زندگی‌کردن بپردازیم.