بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل ب مولانا
مولانا / دفتر اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عاشقان کل نه عشاق جزو
ماند از کل آنک شد مشتاق جزو
چونک جزوی عاشق جزوی شود
زود معشوقش بکل خود رود
ریش گاو و بندهٔ غیر آمد او
غرقه شد کف در ضعیفی در زد او
نیست حاکم تا کند تیمار او
کار خواجهٔ خود کند یا کار او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها به مفهوم عشق و ارتباط میان عاشق و معشوق پرداخته شده است. عاشقان واقعی که به کل وجود (خدا یا حقیقت) عشق میورزند، در واقع در جزئیات غرق میشوند و از کل فاصله میگیرند. وقتی کسی تنها به جزئیات عشق میورزد، زود از اصل خود دور میشود. در نهایت اشاره میکند که هیچ حاکمی برای حمایت از او نیست و او باید به کار خواسته خود بپردازد. به عبارتی، عشق واقعی باید کل و جامع باشد تا انسان را از نقصانها و محدودیتهای جزئی نجات دهد.