بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت مولانا
مولانا / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کی گذارد آنک رشک روشنیست
تا بگویم آنچ فرض و گفتنیست
بحر کف پیش آرد و سدی کند
جر کند وز بعد جر مدی کند
این زمان بشنو چه مانع شد مگر
مستمع را رفت دل جای دگر
خاطرش شد سوی صوفی قنق
اندر آن سودا فرو شد تا عنق
لازم آمد باز رفتن زین مقال
سوی آن افسانه بهر وصف حال
صوفی آن صورت مپندار ای عزیز
همچو طفلان تا کی از جوز و مویز
جسم ما جوز و مویزست ای پسر
گر تو مردی زین دو چیز اندر گذر
ور تو اندر نگذری اکرام حق
بگذراند مر ترا از نه طبق
بشنو اکنون صورت افسانه را
لیک هین از که جداکن دانه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به بررسی تفاوتهای ظاهری و باطنی در امور معنوی و مادی میپردازد. شاعر ابتدا به نور و روشنی اشاره میکند که نشاندهندهٔ حقیقت و معرفت است و بر این نکته تأکید دارد که دلتنگی مستمع باعث میشود به موضوعات بیاهمیت متوجه شود. وی همچنین به صوفی اشاره میکند و یادآور میشود که نباید تنها به ظاهر جذابات دنیا مانند جوز و مویز دل خوش کرد، بلکه باید از این امور گذر کرد و به حقیقت نائل شد. او توصیه میکند که به افسانه حقیقت گوش دهند و از ماهیت واقعی جدا نشوند. به طور کلی، شاعر بر لزوم درک عمیقتر و گذر از مادیات تاکید دارد و انسان را به تدبر در امور معنوی دعوت میکند.