نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة مولانا

مولانا / دفتر چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هم‌چو پیغامبر ز گفتن وز نثار

توبه آرم روز من هفتاد بار

لیک آن مستی شود توبه‌شکن

منسی است این مستی تن جامه کن

حکمت اظهار تاریخ دراز

مستیی انداخت در دانای راز

راز پنهان با چنین طبل و علم

آب جوشان گشته از جف القلم

رحمت بی‌حد روانه هر زمان

خفته‌اید از درک آن ای مردمان

جامهٔ خفته خورد از جوی آب

خفته اندر خواب جویای سراب

می‌رود آنجا که بوی آب هست

زین تفکر راه را بر خویش بست

زانک آنجا گفت زینجا دور شد

بر خیالی از حقی مهجور شد

دوربینانند و بس خفته‌روان

رحمتی آریدشان ای ره‌روان

من ندیدم تشنگی خواب آورد

خواب آرد تشنگی بی‌خرد

خود خرد آنست کو از حق چرید

نه خرد کان را عطارد آورید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

تشبیه به پیامبر و گفتن از نثار، شاعر هر روز توبه می‌کند اما این مستی او را به سمت گناه می‌کشاند. حکمت و تاریخ درونی انسان را می‌کاود و در واقع این مستی است که باعث فراموشی حقایق می‌شود. رحمت الهی همیشه در جریان است، اما مردم در خواب غفلتند و از درک آن عاجزند. جویای حقیقت باید از خواب بیدار شوند و به سمت آبِ حقیقی بروند، وگرنه در سراب‌ها سردرگم می‌مانند. خرد واقعی به درک حقیقت و حقایق منتهی می‌شود، نه به دانش ظاهری که ما را به گمراهی می‌کشاند.