بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را مولانا
مولانا / دفتر چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خیز بلقیسا بیا و ملک بین
بر لب دریای یزدان در بچین
خواهرانت ساکن چرخ سنی
تو بمرداری چه سلطانی کنی
خواهرانت را ز بخششهای راد
هیچ میدانی که آن سلطان چه داد
تو ز شادی چون گرفتی طبلزن
که منم شاه و رئیس گولحن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بلقیس، ملکه سبا، اشاره دارد و از او دعوت میکند که به سرزمین یزدان بیاید و از نعمتهای الهی بهرهمند شود. شاعر به او میگوید که خواهرانش در چرخ سن destiny زندگی میکنند و او نباید فراموش کند که چه سلطانی به او و خواهرانش بخشش کرده است. بلقیس به شادی میپردازد و به شکوه سلطنت خود اشاره میکند.