بخش ۱۴۱ - فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجهتاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابند مولانا
مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سر چارق را بیان کن ای ایاز
پیش چارق چیستت چندین نیاز
تا بنوشد سنقر و بک یا رقت
سر سر پوستین و چارقت
ای ایاز از تو غلامی نور یافت
نورت از پستی سوی گردون شتافت
حسرت آزادگان شد بندگی
بندگی را چون تو دادی زندگی
مؤمن آن باشد که اندر جزر و مد
کافر از ایمان او حسرت خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ایاز (غلام معروف) خطاب میکند و از او میخواهد که دربارهٔ چیزی که مهم است صحبت کند. او به نیازهایی که پیش رو دارد اشاره میکند و میگوید که ایاز در دل آزادی و نوری روشن دارد که به آسمانها پرواز کرده است. همچنین بر این موضوع تأکید میکند که بندگی ایاز باعث شده است تا دیگران حسرت آن را بخورند و او را الگوی مؤمن واقعی میداند که در سختیها و دشواریها ایمانش را حفظ کرده است. در نهایت، شاعر به تضاد بین مؤمن و کافر اشاره میکند و میگوید که کافر از ایمان مؤمن حسرت میخورد.