نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست مولانا

مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

این سخن از حد و اندازه‌ست بیش

ای ایاز اکنون بگو احوال خویش

هست احوال تو از کان نوی

تو بدین احوال کی راضی شوی

هین حکایت کن از آن احوال خوش

خاک بر احوال و درس پنج و شش

حال باطن گر نمی‌آید بگفت

حال ظاهر گویمت در طاق وجفت

که ز لطف یار تلخیهای مات

گشت بر جان خوشتر از شکرنبات

زان نبات ار گرد در دریا رود

تلخی دریا همه شیرین شود

صدهزار احوال آمد هم‌چنین

باز سوی غیب رفتند ای امین

حال هر روزی بدی مانند نی

هم‌چو جو اندر روش کش بند نی

شادی هر روز از نوعی دگر

فکرت هر روز را دیگر اثر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این سخن، شاعر از ایاز می‌خواهد که در مورد وضعیت و حال خود صحبت کند. او به این نکته اشاره می‌کند که حال ایاز از منبع جدیدی سرچشمه می‌گیرد و نمی‌توان به سادگی از آن راضی بود. شاعر درباره‌ی تلخی‌ها و سختی‌ها می‌گوید که با لطف خداوند، این تلخی‌ها به شیرینی تبدیل می‌شوند، مشابه این‌که اگر شیرینی در دریا ریخته شود، تلخی دریا نیز شیرین خواهد شد. او همچنین به تغییرات مداوم در حالت‌های روحی و فکری انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که هر روز حال و شادی جدیدی داریم که ناشی از تأثیرات مختلف است.