نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را مولانا

مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ایاز پر نیاز صدق‌کیش

صدق تو از بحر و از کوهست بیش

نه به وقت شهوتت باشد عثار

که رود عقل چو کوهت کاه‌وار

نه به وقت خشم و کینه صبرهات

سست گردد در قرار و در ثبات

مردی این مردیست نه ریش و ذکر

ورنه بودی شاه مردان کیر خر

حق کرا خواندست در قرآن رجال

کی بود این جسم را آنجا مجال

روح حیوان را چه قدرست ای پدر

آخر از بازار قصابان گذر

صد هزاران سر نهاده بر شکم

ارزشان از دنبه و از دم کم

روسپی باشد که از جولان کیر

عقل او موشی شود شهوت چو شیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد ویژگی‌های انسانی و روحی فرد می‌پردازد و تأکید می‌کند که صدق و راستی باید از درون و در همه لحظات زندگی انسان جاری باشد و نه فقط در زمان‌های خاص. شاعر به تمایز بین مردانگی واقعی و ظاهری اشاره می‌کند و می‌گوید که ارزش انسان به ریش و ذکر او نیست، بلکه به روح و اخلاق اوست. او تأکید دارد که بسیاری از انسان‌ها، حتی با ظواهر زیبا، در حقیقت به حیوانیت نزدیک‌ترند و می‌فرماید که باید از دنیا و زرق و برق‌های بی‌ارزش آن بگذریم تا به ارزش واقعی روح دست یابیم.