نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷۵ - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را مولانا

مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت ایاز ای مهتران نامور

امر شه بهتر به قیمت یا گهر

امر سلطان به بود پیش شما

یا که این نیکو گهر بهر خدا

ای نظرتان بر گهر بر شاه نه

قبله‌تان غولست و جادهٔ راه نه

من ز شه بر می‌نگردانم بصر

من چو مشرک روی نارم با حجر

بی‌گهر جانی که رنگین سنگ را

برگزیند پس نهد شاه مرا

پشت سوی لعبت گل‌رنگ کن

عقل در رنگ‌آورنده دنگ کن

اندر آ در جو سبو بر سنگ زن

آتش اندر بو و اندر رنگ زن

گر نه‌ای در راه دین از ره‌زنان

رنگ و بو مپرست مانند زنان

سر فرود انداختند آن مهتران

عذرجویان گشته زان نسیان به جان

از دل هر یک دو صد آه آن زمان

هم‌چو دودی می‌شدی تا آسمان

کرد اشارت شه به جلاد کهن

که ز صدرم این خسان را دور کن

این خسان چه لایق صدر من‌اند

کز پی سنگ امر ما را بشکنند

امر ما پیش چنین اهل فساد

بهر رنگین سنگ شد خوار و کساد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به گفتگو درباره ارزش و جایگاه مهر و محبت در مقابل ثروت و جواهرات می‌پردازد. او نسبت به مهتران و بزرگان اشاره می‌کند و می‌گوید که نظارت بر زیبایی و ثروت نباید بر ارادت به خداوند و حقیقت غلبه پیدا کند. او تأکید می‌کند که دل‌باختگی به دنیا و زیبایی‌های ظاهری مانع از درک حقیقت و دین می‌شود. همچنین شاعر از سلطان می‌خواهد که به مردمان فاسد اجازه ندهد که مقام و ارزش او را پایین بیاورند، زیرا ارزش واقعی در ایمان و دیانت نهفته است و نه در جواهرات و زیبایی‌های دنیوی. در نهایت، او بر لزوم دوری از خودپرستی و فساد تأکید می‌کند.