نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی مولانا

مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

روی نفس مطمئنه در جسد

زخم ناخنهای فکرت می‌کشد

فکرت بد ناخن پر زهر دان

می‌خراشد در تعمق روی جان

تا گشاید عقدهٔ اشکال را

در حدث کردست زرین بیل را

عقده را بگشاده گیر ای منتهی

عقدهٔ سختست بر کیسهٔ تهی

در گشاد عقده‌ها گشتی تو پیر

عقدهٔ چندی دگر بگشاده گیر

عقده‌ای کان بر گلوی ماست سخت

که بدانی که خسی یا نیک‌بخت

حل این اشکال کن گر آدمی

خرج این کن دم اگر آدم‌دمی

حد اعیان و عرض دانسته گیر

حد خود را دان که نبود زین گزیر

چون بدانی حد خود زین حدگریز

تا به بی‌حد در رسی ای خاک‌بیز

عمر در محمول و در موضوع رفت

بی‌بصیرت عمر در مسموع رفت

هر دلیلی بی‌نتیجه و بی‌اثر

باطل آمد در نتیجهٔ خود نگر

جز به مصنوعی ندیدی صانعی

بر قیاس اقترانی قانعی

می‌فزاید در وسایط فلسفی

از دلایل باز برعکسش صفی

این گریزد از دلیل و از حجاب

از پی مدلول سر برده به جیب

گر دخان او را دلیل آتشست

بی‌دخان ما را در آن آتش خوشست

خاصه این آتش که از قرب ولا

از دخان نزدیک‌تر آمد به ما

پس سیه‌کاری بود رفتن ز جان

بهر تخییلات جان سوی دخان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عمیق افکار و عقاید انسان می‌پردازد. شاعر به پیچیدگی‌های ذهن اشاره می‌کند که مانند زخم‌های ناخن، انسان را آزرده می‌سازد. او به گشایش عقده‌های ذهنی و شناخت واقعیات زندگی اشاره می‌کند و از ما می‌خواهد تا خود را بشناسیم و از محدودیت‌های فکری رها شویم. همچنین تأکید می‌شود که در زندگی باید بینش و بصیرت داشت و از دلایل نادرست پرهیز کرد، زیرا هر دلیلی که بی‌نتیجه باشد، باطل و بی‌فایده است. در نهایت، شاعر به عمق ارتباط انسان با وجود و عالم هستی و سختی‌ها و محدودیت‌های آن می‌پردازد و به دنبال یافتن روشنی در تاریکی‌های ذهنی است.