نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۴۰ - مثل مولانا

مولانا / دفتر ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنچنان که گفت مادر بچه را

گر خیالی آیدت در شب فرا

یا بگورستان و جای سهمگین

تو خیالی بینی اسود پر ز کین

دل قوی دار و بکن حمله برو

او بگرداند ز تو در حال رو

گفت کودک آن خیال دیووش

گر بدو این گفته باشد مادرش

حمله آرم افتد اندر گردنم

ز امر مادر پس من آنگه چون کنم

تو همی‌آموزیم که چست ایست

آن خیال زشت را هم مادریست

دیو و مردم را ملقن آن یکیست

غالب از وی گردد ار خصم اندکیست

تا کدامین سوی باشد آن یواش

الله‌الله رو تو هم زان سوی باش

گفت اگر از مکر ناید در کلام

حیله را دانسته باشد آن همام

سر او را چون شناسی راست گو

گفت من خامش نشینم پیش او

صبر را سلم کنم سوی درج

تا بر آیم صبر مفتاح الفرج

ور بجوشد در حضورش از دلم

منطقی بیرون ازین شادی و غم

من بدانم کو فرستاد آن بمن

از ضمیر چون سهیل اندر یمن

در دل من آن سخن زان میمنه‌ست

زانک از دل جانب دل روزنه‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، مادر به فرزند خود می‌آموزد که اگر در شب خوابش برد و خیالی ترسناک به سراغش آمد یا در مکان‌های خطرناک قرار گرفت، باید دلش را قوی کند و با آن خیال مقابله کند. او به فرزند می‌گوید که اگر این خیال شیطانی از او دور نشود، باید از یاد مادرش استفاده کند و ببیند حالا چه باید بکند. در ادامه، مادر تاکید می‌کند که مقابله با دیو و انسان در اصل یکی است و اگر حمله‌ای اتفاق بیفتد، باید آرامش را حفظ کرد و صبر کرد. او می‌گوید که صبر می‌تواند کلید حل مشکلات باشد و نباید تحت تأثیر احساسات شدید قرار گرفت، بلکه باید منطقی فکر کرد. در نهایت، به اهمیت دانستن منبع ترس و یادآوری امید در دل اشاره می‌شود.