نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۰ - سؤال کردن آن صوفی قاضی را مولانا

مولانا / دفتر ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت صوفی چون ز یک کانست زر

این چرا نفعست و آن دیگر ضرر

چونک جمله از یکی دست آمدست

این چرا هوشیار و آن مست آمدست

چون ز یک دریاست این جوها روان

این چرا نوش است و آن زهر دهان

چون همه انوار از شمس بقاست

صبح صادق صبح کاذب از چه خاست

چون ز یک سرمه‌ست ناظر را کحل

از چه آمد راست‌بینی و حول

چونک دار الضرب را سلطان خداست

نقد را چون ضرب خوب و نارواست

چون خدا فرمود ره را راه من

این خفیر از چیست و آن یک راه‌زن

از یک اشکم چون رسد حر و سفیه

چون یقین شد الولد سر ابیه

وحدتی که دید با چندین هزار

صد هزاران جنبش از عین قرار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها شاعر به وحدت هستی اشاره دارد و می‌گوید که همه چیز از یک منبع واحد سرچشمه می‌گیرد، اما دلیل تفاوت‌ها و تضادهایی که در عالم مشاهده می‌شود چیست؟ او به مسائلی چون سرشت خوب و بد، نفع و ضرر، و آگاهی و ناآگاهی اشاره می‌کند. به این معنا که اگر همه چیز از یک وجود است، پس این تضادها و تفاوت‌ها چگونه به وجود آمده‌اند. شاعر سعی دارد نشان دهد که در عین تنوع، همه چیز به یک وحدت برمی‌گردد و این تنوع در واقع از یک حقیقت واحد نشأت می‌گیرد.