نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۲ - باز سؤال کردن صوفی از آن قاضی مولانا

مولانا / دفتر ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت صوفی که چه بودی کین جهان

ابروی رحمت گشادی جاودان

هر دمی شوری نیاوردی به پیش

بر نیاوردی ز تلوینهاش نیش

شب ندزدیدی چراغ روز را

دی نبردی باغ عیش آموز را

جام صحت را نبودی سنگ تب

آمنی با خوف ناوردی کرب

خود چه کم گشتی ز جود و رحمتش

گر نبودی خرخشه در نعمتش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، صوفی به بررسی ویژگی‌های جهان می‌پردازد و از رحمت و جود خداوند سخن می‌گوید. او اشاره می‌کند که هر لحظه، شوری از جانب خداوند به وجود نمی‌آید و نیش و آزارها در این دنیا وجود ندارد. همچنین تأکید می‌شود که شب، نور روز را نمی‌دزدد و لذت‌های زندگی نباید از بین بروند. در نهایت، صوفی به این نکته می‌رسد که اگر نعمت‌های خداوند وجود نداشتند، انسان‌ها چه کمبودهایی در زندگی خود احساس می‌کردند.