نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن مولانا

مولانا / دفتر ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چونک تعویق آمد اندر عرض و طول

شاه شد زان گنج دل سیر و ملول

دشتها را گز گز آن شه چاه کند

رقعه را از خشم پیش او فکند

گفت گیر این رقعه کش آثار نیست

تو بدین اولیتری کت کار نیست

نیست این کار کسی کش هست کار

که بسوزد گل بگردد گرد خار

نادر افتد اهل این ماخولیا

منتظر که روید از آهن گیا

سخت جانی باید این فن را چو تو

تو که داری جان سخت این را بجو

گر نیابی نبودت هرگز ملال

ور بیابی آن به تو کردم حلال

عقل راه ناامیدی کی رود

عشق باشد کان طرف بر سر دود

لاابالی عشق باشد نی خرد

عقل آن جوید کز آن سودی برد

ترک‌تاز و تن‌گداز و بی‌حیا

در بلا چون سنگ زیر آسیا

سخت‌رویی که ندارد هیچ پشت

بهره‌جویی را درون خویش کشت

پاک می‌بازد نباشد مزدجو

آنچنان که پاک می‌گیرد ز هو

می‌دهد حق هستیش بی‌علتی

می‌سپارد باز بی‌علت فتی

که فتوت دادن بی علتست

پاک‌بازی خارج هر ملتست

زانک ملت فضل جوید یا خلاص

پاک بازانند قربانان خاص

نی خدا را امتحانی می‌کنند

نی در سود و زیانی می‌زنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مفهوم عشق و ویژگی‌های انسان‌های اهل عشق است. شاعر به نقد افرادی می‌پردازد که به دنبال منافع مادی و سود شخصی هستند و تأکید می‌کند که عشق واقعی نباید به سود و زیان وابسته باشد. او نیز به اهمیت صبر و استقامت در عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان‌های واقعی باید بدون انتظار پاداش، از عشق خالص خود لذت ببرند. در نهایت، او بر این باور است که انسان‌های پاک و بی‌ریا، قربانیان خاصی هستند که در عشق خالص خود هیچ‌گونه امتحان و آزمایشی برای خداوند قائل نیستند.