قطعه شمارهٔ ۱ سعدی
سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب
اگر چه صبرِ من از روی دوست ممکن نیست
همی کنم به ضرورت، چو صبرِ ماهی از آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دلتنگی و عشق شاعر به دوستان و آشنایانش است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند متی آتش که به شیراز میآید و نسیم صبح، از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از صبری که به خاطر عشق نمیتواند تحمل کند، صحبت میکند و به ضرورت، صبر را شبیه به صبر ماهی در آب میداند؛ یعنی این صبر برای او ناممکن و دشوار است.