قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است! سعدی
سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آشفتن چشمهای مستت
دود دل یار مهربانست
وین طرفه که درد چشم او را
خونابه ز چشم ما روانست
دو فتنه به یک قرینه برخاست
پیداست که آخرالزمانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ تأثیر عشق و درد در چشمهای معشوق است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که چشمهای مست معشوقش نشاندهندهٔ غم و شوق اوست، و در عین حال، خود او نیز از درد عشق رنج میبرد. دو فتنه یا مشکل بهصورت همزمان پیش آمده که نشاندهندهٔ وضعیت نامناسب و بحرانی زمانه است.