نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ سعدی

سعدی شیرازی / ملحقات و مفردات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

چنان خوب رویی بدان دلربایی

دریغت نیاید به هر کس نمایی

مرا مصلحت نیست لیکن همان به

که در پرده باشی و بیرون نیایی

وفا را به عهد تو دشمن گرفتم

چو دیدم مرا فتنه تو بی‌وفایی

چنین دور از خویش و بیگانه گشتم

که افتاد با تو مرا آشنایی

اگر نه امید وصال تو بودی

ز دیده برون کردمی روشنایی

نیاید تو را هیچ غم بی‌دل من

کسی دید خود عید بی‌روستایی

من و غم ازین پس که دور از رخ تو

چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که چقدر خوب است که او تنها نزد خود باقی بماند و خود را به دیگران نشان ندهد. شاعر از بی‌وفایی معشوق ابراز نگرانی می‌کند و از جدایی و دوری از او ناراحت است. او اگر امیدی به وصال معشوق نداشت، می‌توانست زندگی را بدون او تحمل کند. شاعر می‌گوید که دوری از محبوبش او را غمگین کرده و اگر فقط یک شب او پیش او بیاید، می‌تواند اندکی از این غم کاسته شود.