نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ سعدی

سعدی شیرازی / ملحقات و مفردات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر شبی با دلی و صد زاری

منم و آب چشم و بیداری

بنماندست آب در جگرم

بس که چشمم کند گهرباری

دل تو از کجا و غم ز کجا؟

تو چه دانی که چیست غمخواری؟

آگه از حال من شوی آنگاه

که چو من یک شبی به روز آری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در شعر، شاعر از دل‌تنگی و غم خود می‌گوید که هر شب بیدار و نگران است و چشمانش از اشک پر شده است. او از حال دل و غم‌هایش صحبت می‌کند و به طرف مقابل اشاره می‌کند که تا زمانی که خودشان این درد را تجربه نکرده‌اند، نمی‌توانند درک کنند که غمخواری چه معنی دارد. شاعر معتقد است که تنها وقتی طرف مقابل حال او را درک خواهد کرد که یک شب به اندازه‌ی او زجر بکشند.