نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۱۰ سعدی

سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی پرسید از آن گم‌کرده‌فرزند

که ای روشن‌گُهر پیرِ خردمند

ز مصرش بویِ پیراهن شنیدی

چرا در چاهِ کَنْعانش ندیدی؟!

بگفت: احوالِ ما برقِ جهان است

دمی پیدا و دیگر دم نهان است

گهی بر طارَمِ اعلیٰ نشینیم

گهی بر پشتِ پایِ خود نبینیم

اگر درویش در حالی بماندی

سرِ دست از دو عالم برفشاندی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در شعر پرسشی مطرح می‌شود دربارهٔ فرزند گمشده و ماجرای او. شاعر با استفاده از تشبیه، به این نکته اشاره می‌کند که وضعیت زندگی انسان‌ها مانند درخشش برق است؛ لحظاتی در اوج و لحظاتی در پستی. در پاسخ، بیان می‌دارد که زندگی در حال تغییر و ناپایداری است و اگر انسان بتواند در یک حالت ثابت بماند، همه چیز را کنار خواهد گذاشت.