نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۲۳ سعدی

سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

بخشایِشِ الهی گم‌شده‌ای را در مَناهی، چراغِ توفیق فرا راه داشت تا به حلقهٔ اهلِ تحقیق در آمد.

به یُمنِ قدمِ درویشان و صدقِ نَفَسِ ایشان ذَمایمِ اخلاقش به حَماید مبدّل گشت.

دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبانِ طاعنان در حقِ او همچنان دراز، که بر قاعدهٔ اوّل است و زهد و طاعتش نامُعَوَّل.

به عذر و توبه توان رستن از عذابِ خدای

ولیک می‌نتوان از زبانِ مردم رَست

طاقت جورِ زبان‌ها نیاورد و شکایت پیشِ پیرِ طریقت برد.

جوابش داد که: شکرِ این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که پندارندت؟!

لیکن مرا -که حُسنِ ظَنِّ همگنان در حقّ من به کمال است و من در عینِ نقصان؛ روا باشد اندیشه بردن و تیمار خوردن.

بخش 2

چند گویی که بد اندیش و حسود

عیب‌جویانِ منِ مسکینند؟

گه به خون ریختنم برخیزند

گه به بد خواستنم بنشینند

نیک باشی و بدت گوید خلق

به که بد باشی و نیکت بینند

بخش 3

اِنّی لَمُسْتَتَرٌ مِنْ عَیْنِ جیرانی

وَ اللهُ یَعْلَمُ أَسْرارِي وَ أَعْلاني

بخش 4

در بسته به روی خود ز مردم

تا عیب نگسترند ما را

در بسته چه سود و عالِم‌الغیب

دانایِ نهان و آشکارا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، نویسنده از تجربیات شخصی خود در مسیر روحانی و مواجهه با انتقادات و بدبینی‌های دیگران صحبت می‌کند. او ابتدا از بخشایش الهی سخن می‌گوید که به او توفیق داده تا در جمع اهل تحقیق قرار گیرد. او به تأثیر درویشان و صدق نفس آن‌ها بر تغییر اخلاق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که با ترک هوا و هوس، با انتقادهای مردم روبرو شده است. نویسنده احساس می‌کند که نمی‌تواند از زبان مردم رهایی یابد و او این موضوع را با معلم خود در میان می‌گذارد. جواب معلم به او این است که باید شکر نعمت‌ها را به‌جا آورد و به بداندیشان اهمیت ندهد. او تأکید می‌کند که بودن نیک، حتی اگر دیگران فکر کنند بد است، از بودن بد و دیده شدن نیک بهتر است. در نهایت، او می‌گوید که سعی دارد از انتقادات پنهان بماند و در دلش رازهایش را دارد، زیرا خداوند بهتر از هر کس به درون او آگاه است.