نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۸ سعدی

سعدی شیرازی / باب سوم در فضیلت قناعت / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بقّالی را دِرَمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط.

هر روز مُطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی.

اصحاب از تَعَنُّتِ وی خسته‌خاطر همی‌ بودند و از تحمّل چاره نبود.

صاحبدلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسان‌تر است که بقّال را به دِرَم.

ترکِ احسانِ خواجه اولی‌ٰتر

کاحتمالِ جفایِ بَوّابان

به تمنّای گوشت، مردن بِهْ

که تقاضایِ زشتِ قصّابان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن در فضیلت و خوبی قناعت‌پیشگی است. صوفیان یک خانقاه چند درهم به بقال محله بدهکار می‌شوند و بقال هرروز طلب خود را از آنها می‌خواهد؛ یکی از صوفیان می‌گوید وعده غذا به شکم دادن بسیار آسان‌تر از وعده پول دادن به بقال است! در پایان‌، ابیاتی در خوبی قناعت آمده است که آدمی با قناعت‌، می‌تواند با آرامش بیشتر و آبرومندانه‌تر زندگی کند.