حکایت شمارهٔ ۱ سعدی
سعدی شیرازی / باب هفتم در تأثیر تربیت / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یکی را از وزرا پسری کودن بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مر این را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود. پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمیباشد و مرا دیوانه کرد.
چون بود اصل گوهری قابل
تربیت را در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نداند کرد
آهنی را که بدگهر باشد
سگ به دریای هفتگانه بشوی
که چو تر شد پلیدتر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
یکی از وزرای کشور پسری داشت که بسیار نادان بود. او تصمیم گرفت پسرش را به یکی از دانشمندان بسپارد تا او را تربیت کند و عاقل نماید. اما پس از مدتی، دانشمند به وزیر پیام فرستاد و گفت که تلاشهایش بیفایده بوده و پسر همچنان بیعقل و نادان باقی مانده است. در اینجا به این نکته اشاره میشود که اگر اصل یک فرد خوب نباشد، تربیت و آموزش تأثیر زیادی نخواهد داشت. مانند آهن بیکیفیت که هیچ صیقل و نیکی از آن بهدست نمیآید. همچنین مثالهایی از حیوانات آورده میشود که حتی با بهترین شرایط هم تغییر نمیکنند، مانند خر که حتی اگر به مکه برده شود، بازهم خر خواهد ماند.