حکمت شمارهٔ ۳۱ سعدی
سعدی شیرازی / باب هشتم در آداب صحبت / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
ده آدمی بر سفرهای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفتهاند: توانگری به قناعت، به از توانگری به بضاعت.
رودهٔ تنگ به یک نانِ تهی پُر گردد
نعمتِ روی زمین پر نکند دیدهٔ تنگ
بخش 6
که شهوت آتش است از وی بپرهیز
به خود بَر آتشِ دوزخ مکُن تیز
در آن آتش نداری طاقت سوز
به صبر آبی بر این آتش زن امروز
بخش 7
پدر چون دورِ عمرش منقضی گشت
مرا این یک نصیحت کرد و بُگذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره این است که حرص و افزونخواهی آدمیان باعث میشود که نتوانند با هم در صلح و دوستی بهسر ببرند. و اینکه آدم قانع و کمحرص یک ثروتمند حقیقیاست و اینکه شهوت آدمی نیز باید بوسیله صبر کنترل شود وگرنه هرچه بیشتر بهآن بپردازند مانند آتش بیشتر شعلهور میشود و باعث رنج و عذاب شخص خواهد شد.