نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ سعدی

سعدی شیرازی / خبیثات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز چشم مست تو امّید خواب می‌بینم

تو خوش بخفت‌ که ما را قرار خفتن نیست

‌به دیدن از تو قناعت نمی‌توانم‌کرد

‌حکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست