نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ سعدی

سعدی شیرازی / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هر چیز کزان بتر نباشد

از مصلحتی به در نباشد

شری که به خیر باز گردد

آن خیر بود که شر نباشد

احوال برادرم شنیدی

فی الجمله تو را خبر نباشد

خرمای به طرح داده بودند

جرم بد از این بتر نباشد

اطفال و کسان و هم رفیقان

خرما بخورند و زر نباشد

آنگه چه محصلی فرستی

ترکی که ازو بتر نباشد

چندان بزنندش ای خداوند

کز خانه رهش به در نباشد

خرمای به طرح اگر ببخشد

از اهل کرم هدر نباشد

تا قوّت صبر بود کردیم

دیگر چه کنیم اگر نباشد

آیین وفا و مهربانی

در شهر شما مگر نباشد

در فارس چنین نمک ندیدم

در مصر چنین شکر نباشد

هر شب برود ز چشم سعدی

صد قطره که جز گهر نباشد

ما از سر مهر با تو گفتیم

باشد که کسی خبر نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مشکلات و چالش‌های زندگی می‌پردازد و اشاره دارد به اینکه در هر وضعیتی بهتر از آن وجود ندارد. شاعر به روابط انسانی و وفاداری نیز توجه می‌کند و از کمبود مهربانی و صداقت در جامعه شکایت می‌کند. او به خرما به عنوان نمادی از نعمت و خوشی اشاره می‌کند و می‌گوید زمانی که مشکلات پیش می‌آید، تنها راه صبر و تحمل است. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که هر کس به نوعی در ارتباط با دیگران، از احساسات و محبت‌های واقعی غافل است و ممکن است دیگران از این احساسات آگاه نباشند.