نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص) سعدی

سعدی شیرازی / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت

لیلهٔ اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش مقام و جمال محمد (ص) می‌پردازد و برتری او را نسبت به همه مخلوقات و عوالم دیگر بیان می‌کند. شاعر می‌گوید که زیبایی و کمال محمد (ص) فراتر از هر چیزی است و حتی فلک و مخلوقات بزرگ دیگری چون آدم، نوح، خلیل و موسی نیز در سایه او قرار دارند. در روز قیامت، هیچ‌کس نمی‌تواند به مقام محمد (ص) برسد و تنها اوست که در هر حالتی هدایت‌گر انسان‌هاست. شاعر تصریح می‌کند که عشق به محمد (ص) و خاندان او از هر علاقه‌ای مهم‌تر است و در این عشق، سعادت و جوانی واقعی نهفته است.