نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - وله فی مدح اتابک مظفرالدین سلجوقشاه سعدی

سعدی شیرازی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند

که زیر بال همای بلندپروازند

به روزگار همایون خسرو عادل

که گرگ و میش به توفیق او هم‌آوازند

مظفرالدین سلجوقشاه کز عدلش

روان تکله و بوبکر سعد می‌نازند

خدای را به تو خلق نعمتیست چنان

کز او به شکر دگر نعمتش نپردازند

سزای خصم تو گیتی دهد که سنگ خلاف

از آسمان به سر خویشتن بیندازند

بلاغت ید بیضای موسی عمران

به کید سحر چه ماند که ساحران سازند؟

دعای صالح و صادق رقیب جان تو باد

که اهل پارس به صدق و صلاح ممتازند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از نیکبختی اهل شیراز صحبت می‌کند که تحت حمایت یک همای بزرگ قرار دارند. او به دوران خوش خسرو عادل اشاره می‌کند و از عدل مظفرالدین سلجوقشاه یاد می‌کند که بندگان او از لطف او بهره‌مند هستند. شاعر به اهمیت شکرگزاری برای نعمت‌های خدا اشاره می‌کند و به سرنوشت دشمنان نیز اشاره می‌کند که بر اثر اعمال نادرست، عذاب خواهند دید. در نهایت، شاعر بر بلاغت و فصاحت اهل پارس تأکید کرده و دعا می‌کند که آنها همواره در صداقت و صلاح باقی بمانند.