نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت سعدی

سعدی شیرازی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست

پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست

درخت قد صنوبر خرام انسان را

مدام رونق نوباوهٔ جوانی نیست

گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی

ولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست

دوام پرورش اندر کنار مادر دهر

طمع مکن که در او بوی مهربانی نیست

مباش غره و غافل چو میش سر در پیش

که در طبیعت این گرگ گله‌بانی نیست

چه حاجت است عیان را به استماع بیان؟

که بی‌وفایی دور فلک نهانی نیست

کدام باد بهاری وزید در آفاق

که باز در عقبش نکبتی خزانی نیست؟

اگر ممالک روی زمین به دست آری

بهای مهلت یک روزه زندگانی نیست

دل ای رفیق در این کاروانسرای مبند

که خانه ساختن آیین کاروانی نیست

اگر جهان همه کام است و دشمن اندر پی

به دوستی که جهان جای کامرانی نیست

چو بت‌پرست به صورت چنان شدی مشغول

که دیگرت خبر از لذت معانی نیست

طریق حق رو و در هر کجا که خواهی باش

که کنج خلوت صاحبدلان مکانی نیست

جهان ز دست بدادند دوستان خدای

که پایبند عنا، جز جهان ستانی نیست

نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد

که از زبان بتر اندر جهان زیانی نیست

عمل بیار و علم بر مکن که مردان را

رهی سلیم‌تر از کوی بی‌نشانی نیست

کف نیاز به درگاه بی‌نیاز برآر

که کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست

مخور چو بی‌ادبان گاو و تخم کایشان را

امید خرمن و اقبال آن جهانی نیست

مکن که حیف بود دوست بر خود آزردن

علی‌الخصوص مر آن دوست را که ثانی نیست

چه سود ریزش باران وعظ بر سر خلق

چو مرد را به ارادت صدف دهانی نیست

زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای سعدی

سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست

بدین صفت که در آفاق صیت شعر تو رفت

نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست

نه هر که دعوی زورآوری کند با ما

به سر برد، که سعادت به پهلوانی نیست

ولی به خواجهٔ عطار گو، ستایش مشک

مکن که بوی خوش از مشتری نهانی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سعدی به موضوع گذرا بودن زندگی و عدم پایداری آن اشاره می‌کند. او می‌گوید که عمر انسان کوتاه است و نباید به روزهای محدود زندگی اعتماد کرد. زیبایی‌ها و لذایذ دنیا، مانند گل و درخت، نیز موقتی هستند و امید به ثبات آنها بیهوده است. سعدی به انسان‌ها توصیه می‌کند که از غفلت و غرور دوری کنند و درکی عمیق از حقیقت وجود داشته باشند. او بر اهمیت عمل، علم و دینداری تأکید می‌کند و می‌گوید که زندگی واقعی در مسیر حق و معنای عمیق آن قرار دارد. در نهایت، او تأکید می‌کند که خوشبختی واقعی در زندگی به قدرت و زور نیست، بلکه در چگونه زیستن و اعتماد به خدای بی‌نیاز است.