نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش اتابک محمد سعدی

سعدی شیرازی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

بناز ای خداوند اقبال سرمد

به بخت همایون و تخت ممهد

مغیث زمان ناصر اهل ایمان

گزین احد یاور دین احمد

خداوند فرمان ملک سلیمان

شهنشاه عادل اتابک محمد

ز سعد ابوبکر تا سعد زنگی

پدر بر پدر نامور جد بر جد

سر بندگی بر زمینش نهاده

خداوندگاران دریا و سرحد

همه نامداران و گردن فرازان

به زنجیر سبق الایادی مقید

خردمند شاها رعیت پناها

که مخصوص بادی به تأیید سرمد

یکی پند پیرانه بشنو ز سعدی

که بختت جوان باد و جاهت مجدد

نبودست تا بوده دوران گیتی

به ابقای ابنای گیتی معود

مؤبد نمی‌ماند این ملک دنیا

نشاید بر او تکیه بر هیچ مسند

چنان صرف کن دولت و زندگانی

که نامت به نیکی بماند مخلد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش خداوند و بزرگی‌های او پرداخته و از قدرت و حمایت او برای اهل ایمان سخن می‌گوید. شاعر از بخت و اقبال خوب و تخت سلطنت یاد می‌کند و به مقام سلیمان و بخشندگی او اشاره دارد. همچنین، به نیکنامی و خردمندی در زمینه رهبری اشاره کرده و تأکید می‌کند که تنها در سایه‌ی خداوند و با رعایت اصول عدالت می‌توان به ماندگاری و نام نیک دست یافت. در پایان، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هیچ حکومت و قدرتی در دنیا پایدار نمی‌ماند و باید زندگی را به گونه‌ای سپری کنیم که نام و یاد ما به نیکی باقی بماند.