غزل شمارهٔ ۲۱ سعدی
سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نادر از عالم توحید کسی برخیزد
کز سر هر دو جهان در نفسی برخیزد
آستین کشتهٔ غیرت شود اندر ره عشق
کز پی هر شکری چون مگسی برخیزد
به حوادث متفرق نشوند اهل بهشت
طفل باشد که به بانگ جرسی برخیزد
سنگوش در ره سیلاب کجا دارد پای
هر که زین راه به بادی چو خسی برخیزد
گرچه دوری به روش کوش که در راه خدای
سابقی گردد اگر بازپسی برخیزد
سعدیا دامن اقبال گرفتن کاریست
که نه از پنجهٔ هر بوالهوسی برخیزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از سعدی به بیان ویژگیهای انسانهای بیدار و آگاه در مسیر توحید و عشق میپردازد. شاعر میگوید که کسی که در این مسیر برمیخیزد، توانایی و غیرتی دارد که از دیگران متمایز میشود. او تأکید میکند که اهل بهشت در برابر حوادث متفرق نمیشوند و باید با عزم و اراده در پی حقیقت باشند. همچنین اشاره میکند که اگر کسی بخواهد به درگاه خداوند نزدیک شود، باید در تلاش باشد و از کمبودها ناامید نشود. در پایان، شاعر به دشواری رسیدن به موفقیت اشاره کرده و میگوید که این کار از عهده افراد ضعیف برنمیآید.