غزل شمارهٔ ۴۳ سعدی
سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در میان صومعه سالوس پر دعوی منم
خرقهپوش جوفروش خالی از معنی منم
بتپرست صورتی در خانهٔ مَکر و حِیَل
با منات و با سواع و لات و با عزی منم
میزنم لاف از رجولیت ز بیشرمی ولیک
نفس خود را کرده فاجر چون زن چنگی منم
زیر این دلق کهن فرعون وقتم بی ریا
میکنم دعوی که بر طور غمش موسی منم
رفتم اندر میکده دیدم مقیمانش ولیک
بتپرست اندر میان قومْ استثنی منم
سعدیا از دُرد صافی همچو من شو همچو من
زآن که با مِی، مستحّبِ حضرت مولی منم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به صورتی چالشبرانگیز خود را معرفی میکند. او خود را در میان مکانی مقدس و صومعه، ولی در عین حال پوشیده از ریا و ظاهر فریب میبیند. با اشاره به بتپرستان و نمادهای مختلف، به تضاد درونی خود اشاره میکند و به فاجری که به خاطر نفس خود دارد، اعتراف میکند. او به نوعی به وجود خود به عنوان فردی خاص و استثنایی در میان دیگران اشاره میکند و از دردی که از آن رنج میبرد، سخن میگوید. در نهایت، او دیگران را دعوت میکند که مانند او از این درد رهایی یابند و به جلوههای حقیقی زندگی توجه کنند.