نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوان سعدی

سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیف

که بارگاه ملوک و صدور را شاید

به صدر صاحب صاحبقران فرستادم

مگر به عین عنایت قبول فرماید

رونده رفت ندانم رسید یا نرسید

ازین قیاس که آینده دیر می‌آید

به پارسایی ازین حال مشورت بردم

مگر ز خاطر من بند بسته بگشاید

چه گفت ندانی که خواجه دریاییست

نه هر سفینه ز دریا درست باز آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف ارسال نامه‌ای به یک مقام بالا می‌پردازد. نویسنده امیدوار است که این نامه به‌دست شخص مورد نظر برسد و مورد توجه قرار گیرد. او احساس مرددانه‌ای دارد و از عدم دانستن سرنوشت نامه‌اش نگران است. همچنین به فکر این است که در شرایط دشوار و پیچیده‌ای مانند دریا، فقط سفینه‌های خاصی به ساحل می‌رسند و به همین دلیل مورد تردید قرار می‌گیرد که آیا چنین نامه‌ای می‌تواند به هدف خود برسد یا نه.