شمارهٔ ۷ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است سعدی
سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
تو آن نکردهای از فعل خیر با من و غیر
که دست فضل کند دامن امید رها
جز آستانهٔ فضلت که مقصد اممست
کجاست در همه عالم وثوق اهل بها
متاع خویشتنم در نظر حقیر آمد
که پرتوی ندهد پیش آفتاب سها
به سمع خواجه رسیدست گویی این معنی
که گفت خیرُ صِلاتِ الکریم أَعْوَدُها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس ناامیدی و نیاز به خدایی است که برای بندگانش بهترینها را میخواهد. شاعر اذعان میکند که هیچ عملی از خیر و نیکی از او دریافت نکرده و تنها امیدش به فضل و رحمت الهی است. او میگوید که در میان تمام دنیا، تنها آستان الهی مقصدی قابل اعتماد است. شاعر همچنین احساس میکند که ارزش وجود او در برابر عظمت الهی ناچیز است و در نهایت با اشاره به دعا و نیایش، به نوعی بر اهمیت ارتباط با خدا تأکید میکند.