نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - مقدمه صفای اصفهانی

صفای اصفهانی / مثنوی / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سؤالی چند ما را بود زین پیش

نه از دنیاپرست از سر درویش

نه از دنیا پرستان دیدمی کام

نه از درویش دل بگرفت آرام

که درویشان معنی در قبابند

دغل بازان صورت کام یابند

فلک گردیده ویدون چند سالست

که این سیاره در خانه وبالست

مرا در دل خلیدی گه گهی خار

که تا کی بشکفد این گل بگلزار

چو کس ننهاد گام گفتگو پیش

بگویم من جواب گفته خویش

که آب جوی هستی را شتابست

جهان نقشیست کاندر روی آبست

که گر نقش مرا بنیان نماند

درین بیرنگ کس حیران نماند

سؤالات از چه از لاهوت بالاست

جوابش نیز لاهوتیست پیداست

کند حق حل این مشکل بتحقیق

ز ما اقدام و از الله توفیق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به طرح سؤالاتی می‌پردازد که مرز بین دنیاپرستی و درویشی را بررسی می‌کند. او می‌گوید که نه از دنیاپرستان خوشی دیده و نه از درویشان آرامش دریافت کرده است. درویشان به معنای واقعی خود واقفند، در حالی که دنیاپرستان فقط به ظاهر مشغول‌اند. او به درون خود نگاهی می‌اندازد و احساس می‌کند که در دلش خارهایی وجود دارد که نشان‌دهنده‌ی حس درد و پرسش است. شاعر با بیان اینکه زندگی و هستی شبیه یک نقش بر آب است، اشاره می‌کند که هرچه باشد، در نهایت نقش‌ها از بین می‌روند و حقیقت باقی نخواهد ماند. او تصریح می‌کند که فقط خداوند می‌تواند به سؤالات عمیق پاسخ دهد و انسان‌ها باید در این مسیر اقدام کنند تا خداوند آنان را توفیق دهد.