نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - جواب صفای اصفهانی

صفای اصفهانی / مثنوی / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تواند شد بلی در سیر ثانی

که فی اللهست در طور معانی

چو رهرو مالک اوصاف هو شد

ز هست خویشتن بگذشت او شد

ز بود خود که نابودست لا شد

خدا شد مالک ملک خدا شد

دوئی بیکار شد حق جز یکی نیست

بملک خود بود مالک شکی نیست

مر این اشکال از قید دوئی بود

مر این تقیید از ما و توئی بود

چو اثنیت هم از ما بین برخاست

منم گر ملک خود گوید بود راست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف سیر روحانی انسان و رسیدن به مقام وحدت و تجلی خدا در وجود انسان می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در مراحل سیر و سلوک، انسان باید از «خود» و «هویت» فردی‌اش عبور کند تا به حق و حقیقتی بزرگتر دست یابد. در این مسیر، دوگانگی و تفاوت‌ها از میان می‌روند و انسان به وجودی واحد و یکتا می‌رسد، جایی که خدا خود را در انسان می‌بیند و این ملک و سلطنت را تنها متعلق به خداوند می‌داند. به عبارتی، در نهایت، همه چیز به وحدت در الهیت باز می‌گردد و تمام اشکالات و جدایی‌ها ناشی از تصور ما از «خود» و «دیگری» است.