نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۷۱- تاریخ وفات میرزا سید محمد جندقی صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

میرزا سید محمد زد علم

از طلسم جسم در اقلیم جان

رخش رغبت بر فلک رانداز زمین

بس که نفرت داشت ز ابنای زمان

زین دژ هستی نما بربست رخت

بار بگشود از جهنم در جنان

چون رجال الغیب زین دار شهود

کرد روی از دیده مردم نهان

میرزا، پورش بهاءالدین به من

گفت تاریخی ورا بسرای هان

از صفائی پاسخش درخواستم

کش درین فن دیده بودم ترزبان

زد رقم جاوید با اکرام حق

میرزا را جایگاه اندر جنان

۱۲۵۵ق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره میرزا سید محمد است که از قید و بندهای جسمی رها شده و به عالم معنوی و جان می‌پیوندد. او به شدت از دنیا و انسان‌های آن بیزار است و از دنیای مادی جدا می‌شود. این جدا شدن او را به سوی عالم غیب و حقیقت سوق می‌دهد. همچنین، اشاره به میرزا پورش بهاءالدین دارد که تاریخی از او طلب می‌کند. در نهایت، شاعر با ستایش از مقام و جایگاه میرزا در عالم معنوی، به تکریم او می‌پردازد.