نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۸۱- منت ایزد را که خالی گشت و پاک صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

منت ایزد را که خالی گشت و پاک

کفش اصفاهان ز ریگ شیره‌ای

از اجاق کامرانی در کرند

سرنگون گردید دیگ شیره‌ای

از نهیب ترک تاز خیل مرگ

در هزیمت شد چریک شیره‌ای

بهر وارث یک جهان نفرین و لعن

ماند بر جا مرده ریگ شیره‌ای

بخت کیهان جاودان بیدار باد

تا به خواب مرگ دیگ شیره‌ای

نامزد شد هر غذائی خاص را

پای تا سر دیگ دیگ شیره‌ای

اول و ثانی به حکم اتحاد

در جحیم آمد شریک شیره‌ای

سال مرگش را صفائی زد رقم

چاک آمد... خیک شیره‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت و حوادثی حول یک دیگ شیره‌ای و تجلیاتی از زندگی و مرگ می‌پردازد. در آغاز، به لطف خدا اشاره می‌شود که دیگ شیره‌ای از یک مکان در اصفهان سرنگون شده است. این افتادن، به نوعی نشان‌دهنده حمله مرگ به زندگی و شادکامی است. در ادامه، شاعر به احساس نابودی و نفرین وراث اشاره می‌کند که بر اثر مرگ دیگ شیره‌ای برجا مانده‌اند. همچنین، بخت و تقدیر به تحرک و بیداری فراخوانده می‌شود. در نهایت، شاعر بر اتحاد و مشارکت در جحیم اشاره دارد و سال مرگ را به عنوان نشانه‌ای از از بین رفتن شادی‌ها و خوشی‌ها ثبت می‌کند. این متن با تسلط بر مضامین مرگ، زندگی و سرنوشت، به چالشی عمیق و فلسفی پرداخته است.