نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۹۵- ماده تاریخ فوت حاجی ملاجلال کاشی صفایی جندقی

صفایی جندقی / قطعات و ماده تاریخ‌ها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

حاجی ملا جلال کاشی

بیگانه ز دین ز علم ناشی

بار سفر از زمانه بربست

سوی سقر از جهان کمر بست

پوشید ثیاب آتش اوبار

نوشید شراب آتشین بار

دست اجلش ز پا درآورد

نخل املش عنا برآورد

جاروب قضا غبار او رفت

اسلام به مهد ایمنی خفت

کاشان اگرش ز فتنه فرسود

اینک ز فساد او بر آسود

حق کرد کفن به قامتش راست

تابوت به جای تختش آراست

زد چاک به تن پدر برایش

پیراهن صبر در عزایش

رندی پی روزنامه ی او

زد بانگ به صد نوازشش سو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حاجی ملا جلال کاشی، شخصیتی که از دین و علم دور افتاده بود، زندگی خود را به پایان رساند و به سقر (جهنم) رفت. او در عوض به آتش و دردسرهای زندگی دچار شد و سرانجام دست اجل او را از پا درآورد. با رفتن او، جامعه‌ای که تحت تاثیر فتنه‌ها بود، آرامش یافت. در مراسم تدفین او، پدرش نشان درد و اندوه داشت و پیراهن صبر بر تن کرد. در نهایت، او به عنوان رند و شاعر، یادش در دل‌ها زنده ماند.