نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ - در مدح مولی‌الموالی حضرت علی علیه‌السلام صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیا ساقی بده ساغر به عشق ساقی کوثر

دماغ جان ز می کن تر به عشق ساقی کوثر

به دردم چاره‌جویی کن خلاص از زردرویی کن

کرم کن باده احمر به عشق ساقی کوثر

از آن می کآتش افروزد گهی سازد گهی سوزد

بزن بر خرمنم آذر به عشق ساقی کوثر

من آن مرغ خوش‌الحانم که روز و شب غزل‌خوانم

کنم پیوسته افغان سر به عشق ساقی کوثر

فلک گر آتش افروزد دوصد نوبت پرم سوزد

برآرم بار دیگر پر به عشق ساقی کوثر

نه من تنها رهش پویم نه من سرگشته اویم

که گردد گنبد اخضر به عشق ساقی کوثر

به مانند من حیران شب و روزند سرگردان

مه و مهر انجم و اختر به عشق ساقی کوثر

من مسکین نالایق نه امروزم بوی عاشق

که من زادستم از مادر به عشق ساقی کوثر

خوشا آنگه خوشا آن دم که رخت از این جهان بندم

برآید روحم از پیکر به عشق ساقی کوثر

چو روز رستخیز آید که هول هرکس افزاید

روم مستانه در محشر به عشق ساقی کوثر

غلام او صغیرم من ز عشقش ناگزیرم من

سرشته طینتم داور به عشق ساقی کوثر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش عشق و زیبایی‌های زندگی سروده شده و شاعر با تشبیه ساقی به کوثر (نماد زندگی و برکت) از او می‌خواهد که با نوشاندن می، آتش مهر و عشق را در دلش شعله‌ور کند. شاعر به دنبال چاره‌ای برای دردهای خود است و امید دارد که با عشق و می به آرامش برسد. او خود را مانند پرنده‌ای توصیف می‌کند که پیوسته در حال خواندن است و از معشوق خود می‌خواهد که بر او رحمت کند و از رنج‌های این دنیا نجاتش دهد. در نهایت، او خود را غلام عشق می‌داند و نازک‌طبعی‌اش را در برابر محبوبش ابراز می‌کند. این شعر نمادی است از شوق و آرزوی عاشقانه و جستجوی معنای عمیق‌تر زندگی از طریق عشق.